آیا شما هم جزو آن دسته از والدینی هستید که تصور میکنند یک پدر یا مادر نمونه، باید فرزندی تربیت کند که نمراتش همیشه عالی باشد، اتاقش همیشه برق بزند، هرگز با خواهر و برادرش دعوا نکند و در تمام زمینهها یک نخبه تمامعیار باشد؟ در دنیای واقعبینانه روانشناسی کودک، چیزی به نام «والدین بینقص» وجود خارجی ندارد. آنچه فرزند شما به آن نیاز دارد، کمالگرایی شما نیست؛ بلکه مهارتی به نام فرزندپروری با کفایت است.
اولین گام در مسیر فرزندپروری با کفایت این است که به فرزندانتان اجازه ندهید اعصابتان را به هم بریزند! این یعنی بپذیریم کودکان و نوجوانان بر اساس مقتضیات سنشان اشتباه میکنند و این اشتباهات به معنای غیرقابلتحمل بودن آنها نیست. شیخ اجل، سعدی شیرازی، در بیتی بسیار روان و عمیق به ما یادآوری میکند که اصرار بر تغییر اجباری و ایدهآلگرایی در تربیت، چقدر بیحاصل است:
«باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره بوم خس»
این بیت به ما میآموزد که هر فرزندی با ویژگیها، استعدادها و پتانسیلهای منحصربهفرد خود به دنیا میآید. ما نمیتوانیم و نباید توقع داشته باشیم که بارانِ تربیت ما، از همه کودکان یک شاهکار کپیشده بسازد. فرزندپروری با کفایت به معنای تایید یا نادیده گرفتن رفتارهای بد نیست، بلکه به معنای مدیریت انتظارات و واکنشهای خودمان در برابر این تفاوتهاست.
فهرست موضوعی مقاله:
توقعات افراطی؛ بزرگترین دشمن آرامش خانه
بسیاری از والدین لیست بلندی از انتظارات را روی شانه فرزندشان میگذارند: او باید دانشآموزی نمونه، ورزشکاری برجسته، هنرمندی مسئولیتپذیر و بدون کوچکترین رفتار پرخاشگرانه باشد. حقیقت این است که وقتی فرزندمان مطابق این الگوی ذهنی بینقص فکر، احساس یا عمل نمیکند، ما به شدت عصبانی، ناکام و برآشفته میشویم.
شاید پخش شدن چند لیوان کثیف و لباس به هم ریخته در اتاق، یک فاجعه بزرگ جهانی نباشد، اما تکرار آن میتواند ظرفیت تحمل ما را لبریز کند. اینجاست که نوع تفکر ما، برنده یا بازنده بودنمان را در تربیت فرزند تعیین میکند.
۳ طرز تفکر والدین در مواجهه با شلختگی و خطاهای فرزندان
۱. تفکر اول: وحشتناکانگاری و بایدسازی (مخرب)
جمله ذهنی: «دیگر نمیتوانم این وضعیت را تحمل کنم! او اصلاً شعور ندارد، همین امشب با خاک یکسانش میکنم!»
نتیجه: این نگاه ایده آلگرا، بلافاصله جرقهی یک دعوای کلامی شدید، بیحاصل و سرشار از تحقیر را در خانه روشن میکند.
۲. تفکر دوم: دلیلتراشی و تسلیم (منفعل و مخرب)
جمله ذهنی: «بیخیال، حوصله دعوا ندارم. خودم جمع میکنم. تلاشم برای تغییر او بیفایده است.»
نتیجه: این حالت به ایجاد «درماندگی آموختهشده» در والدین منجر میشود. شما با انجام کارهای شخصی او، عملاً رفتار نامطلوب و بیمسئولیتیاش را ترویج و تقویت میکنید.
۳. تفکر سوم: ترجیحات واقعبینانه و منطقی (مطلوب)
جمله ذهنی: «ترجیح میدهم بدون یادآوری من وسایلش را جمع کند، اما خب او یک نوجوان است و همیشه اینطور نیست. این موضوع کلافهکننده است اما فاجعه و آخر دنیا نیست. من هم وظیفه ندارم کارهای شخصی او را انجام دهم.»
نتیجه: این تفکر عاقلانه به شما قاطعیتِ توأم با آرامش میدهد تا بدون جیغ و داد، پیامد منطقی رفتار را اجرا کنید (مثلاً محرومیت موقت از گوشی یا تلویزیون).
به جای گفتنِ: «حق نداری بیرون بری، امشب تنبیه میشی!» که گارد نوجوان را فعال میکند، در رویکرد فرزندپروری با کفایت با لحنی مستقیم و بدون تحقیر بگویید: «باز هم وسایلت را جمع نکردهای. با اینکه قبلاً توافق کرده بودیم، چون مسئولیتت را انجام ندادی، امشب خانه میمانی و بیرون نمیروی. حالا لطفاً اتاقت را مرتب کن.»
پویاییهای خاص؛ نقش ناپدری و نامادری در والدگری باکفایت
یکی از پیچیدهترین بخشهای روانشناسی خانواده، پویاییِ خانوادههای ترکیبی است. ناپدری یا نامادری بودن پتانسیل بالایی برای واکنشهای افراطی دارد. این والدین باید با این واقعیتِ سرد روبرو شوند که فرزندخواندهها، فارغ از میزانِ عشق و خدماتی که دریافت میکنند، حسی متفاوت به والدین اصلی خود دارند.
تفاوت در ارزشها و روشهای زندگی، بعد از پایان ماهعسلِ ازدواج دوم، خودش را نشان میدهد. اگر نامادری یا ناپدری در تله «بایدسازی» بیفتد (مثلاً بگوید: او باید سپاسگزار کارهای من باشد)، جنگهای فرسایشی بزرگی بر سر مسائل روزمره مثل ساعت خواب، لباس پوشیدن یا نمرات شکل میگیرد. در حالی که با پذیرش ترجیحات واقعبینانه، روابط عاطفی این خانوادهها میتواند به مرور زمان بهبود چشمگیری یابد.
سخن پایانی دکتر موژان حاجی حسینی
فرزندپروری با کفایت یعنی پذیرش این واقعیت که همه ما انسان هستیم و امکان خطا داریم. چه والد اصلی باشید و چه در نقش ناپدری و نامادری، بیش از حد به خودتان سخت نگیرید؛ حتماً لازم نیست بیپدر و نقص باشید، فضایی هم برای اشتباه و یادگیری در نظر بگیرید. تربیت فرزند یک مهارت تمرینی و تدریجی است. اگر در این مسیر پرپیچ و خم با چالشهای مزمن (از شلختگی گرفته تا مسائل جدیتر) روبهرو شدهاید و احساس درماندگی میکنید، من در جلسات مشاوره روانشناسی کودک و نوجوان در کنار شما هستم تا این مسیر را با هم هموار کنیم.
دکتر موژان حاجیحسینی
روانشناس کودک و نوجوان