اشتراک گذاری
ریشه‌های پنهان روابط ما؛ شناخت ۴ سبک دلبستگی در نظریه دلبستگی جان بالبی

چرا بعضی از انسان‌ها در بزرگسالی به راحتی به دیگران اعتماد می‌کنند و روابط عاطفی پایداری دارند، اما بعضی دیگر یا مدام از صمیمیت فرار می‌کنند و یا با اضطرابی شدید، نگران طرد شدن و تنهایی هستند؟ در دنیای تخصصی روانشناسی کودک، پاسخ به این معماهای پیچیده رفتاری، به سال‌های اول زندگی و مفهوم بزرگی به نام نظریه دلبستگی جان بالبی گره خورده است. این نظریه ثابت می‌کند که اولین پیوندهای عاطفی ما، نقشه راه تمام روابط آينده ما را رسم می‌کنند.

لسان‌الغیب، حافظ شیرازی، در بیتی بسیار روان، دلنشین و عمیق به ما یادآوری می‌کند که بعضی از پیوندها و کشش‌های عاطفی، از همان نخستین روزهای خلقت و دوران طفولیت در رگ و خون انسان ریشه می‌دوانند و تا ابد ماندگار می‌مانند:

«رشته‌ی تسلیم را در گردنم افکنده است
می‌کشد هر جا که خاطرخواه اوست، پنهان و آشکار»

این بیت وصف‌حالِ همان پیوند غریزی، نامرئی اما محکم میان نوزاد و مادر است؛ پیوندی که جان بالبی، روان‌پزشک بریتانیایی، آن را یک نیاز غریزی و تکاملی برای بقا و ایمنی می‌دانست. کودکان به طور طبیعی به دنبال یک «پایگاه امن» هستند تا بتوانند با خیال راحت دنیا را کشف کنند و در زمان خطر به آن پناه ببرند. در این مقاله به زبان ساده، مراحل رشد این پیوند و سبک‌های چهارگانه‌ی دلبستگی را بررسی می‌کنیم.

اساس نظریه دلبستگی جان بالبی چیست؟

بالبی برخلاف روان‌کاوانی مثل فروید (که اساس رابطه مادر و کودک را فقط در نیاز به غذا می‌دیدند)، ثابت کرد نوزادان انسان به طور غریزی تشنه‌ی امنیت عاطفی و نزدیکی فیزیکی به یک مراقب اصلی هستند. دلبستگی، یک پیوند عاطفی عمیق و پایدار است. وقتی نوزاد گریه می‌کند و والد او را در آغوش می‌کشد، کودک یاد می‌گیرد که دنیا جای امنی است، به مراقبش اعتماد می‌کند و از این پناهگاه عاطفی برای بازی، کنجکاوی و یادگیری استفاده می‌کند.

۴ مرحله طلایی رشد دلبستگی در سال‌های اولیه زندگی

این پیوند عاطفی به صورت ناگهانی خلق نمی‌شود، بلکه پله‌پله و در ۴ مرحله شکل می‌گیرد:

  1. مرحله پیش‌دلبستگی (تولد تا ۶ هفتگی): نوزاد با گریه، لبخند یا تماس چشمی توجه دیگران را جلب می‌کند. او هنوز به فرد خاصی وابسته نیست و هر کس نیازش را برآورده کند برایش کافی است.
  2. مرحله شکل‌گیری دلبستگی (۶ هفته تا حدود ۸ ماهگی): کودک شروع به تشخیص چهره مراقبان اصلی (پدر و مادر) می‌کند. در آغوش آن‌ها سریع‌تر آرام می‌شود و لبخند می‌زند، اما هنوز با غریبه‌ها هم دشمنی ندارد.
  3. مرحله دلبستگی واضح (۸ ماهگی تا ۲ سالگی): والد رسماً تبدیل به «پایگاه امن» کودک می‌شود. در این مرحله دو رفتار طبیعی بروز می‌کند: اضطراب جدایی (گریه شدید هنگام ترک اتاق توسط مادر) و ترس از غریبه‌ها (پناه بردن به والد هنگام دیدن افراد ناآشنا).
  4. مرحله روابط متقابل (از ۲ سالگی به بعد): با رشد زبان، کودک درک می‌کند که «مامان/بابا کار دارند اما دوباره برمی‌گردند»؛ بنابراین صبوری بیشتری به خرج داده و روابط پیچیده‌تری می‌سازد.

تحلیل ۴ سبک دلبستگی در روان‌شناسی رشد

مری آینزورث (همکار بالبی) با طراحی آزمایشی به نام «موقعیت ناآشنا» (بررسی رفتار کودک هنگام تنها شدن در اتاق و بازگشت مجدد مادر)، ۴ سبک اصلی دلبستگی را کشف کرد که رفتار ما را مدیریت می‌کنند:

۱. سبک دلبستگی ایمن (Secure)

رفتار کودک: وقتی مادر اتاق را ترک می‌کند ناراحت می‌شود، اما به محض بازگشت او، به آغوشش پناه برده، سریع آرام می‌شود و با خیال راحت به بازی ادامه می‌دهد.
ریشه تربیتی: والدین به نیازهای جسمی و عاطفی کودک به طور مداوم، سریع و با محبت پاسخ داده‌اند.
بزرگسالی: این افراد عزت نفس بالایی دارند، به راحتی به دیگران اعتماد می‌کنند، نیمه گم‌شده خود را می‌یابند و روابط عاطفی پایدار و سالمی می‌سازند.

۲. سبک ناایمن – اجتنابی (Avoidant)

رفتار کودک: هنگام رفتن یا آمدن مادر، بی‌تفاوتی کاذب نشان می‌دهد، به او نمی‌چسبد و انگار برایش فرقی ندارد!
ریشه تربیتی: مراقبان معمولاً به نیازهای عاطفی و گریه‌های کودک بی‌توجه بوده‌اند یا با سردی و پس زدن با او برخورد کرده‌اند.
بزرگسالی: این افراد از صمیمیت فرار می‌کنند، دیوارهای دفاعی ضخیمی دور خود می‌کشند، استقلال افراطی دارند و معتقدند نباید به هیچ‌کس وابسته شد.

۳. سبک ناایمن – دوسوگرا یا مقاوم (Ambivalent)

رفتار کودک: هنگام رفتن مادر شدیداً مضطرب و بی‌تاب می‌شود. اما هنگام بازگشت مادر، رفتاری متناقض دارد؛ هم به مادر می‌چسبد و هم در عین حال از عصبانیت او را پس می‌زند و آرام نمی‌شود.
ریشه تربیتی: رفتار والدین ثبات نداشته است؛ گاهی غرق در محبت و گاهی بی‌توجه و طردکننده بوده‌اند. کودک دائم در بلاتکلیفی است.
بزرگسالی: این افراد در روابط عاشقانه دائم نگران طرد شدن، خیانت یا رها شدن هستند؛ افرادی کنترل‌گر و بیش از حد وابسته که مدام تایید می‌خواهند.

۴. سبک ناایمن – آشوبناک یا آشفته (Disorganized)

رفتار کودک: گیج و منگ است. رفتارهای متناقض و عجیبی مثل یخ زدن ناگهانی، حرکت بی‌هدف یا ترسیدن از خودِ مراقب نشان می‌دهد.
ریشه تربیتی: متاسفانه ناشی از بدرفتاری، آزار فیزیکی، تروما یا رفتارهای ترسناک و غیرقابل‌پیش‌بینی والدین است؛ یعنی منبع امنیت کودک، خودش تبدیل به منبع وحشت شده است.
بزرگسالی: این افراد با چالش‌های عاطفی شدیدی روبرو هستند، از روابط عمیق وحشت دارند و رفتارهای تکانه‌ای و پیش‌بینی‌ناپذیری بروز می‌دهند.

یک مژده روان‌شناختی: سبک‌های دلبستگی قفل و ابدی نیستند!

اگر با خواندن این مقاله حس کردید درگیر یکی از سبک‌های دلبستگی ناایمن (اجتنابی یا دوسوگرا) هستید، اصلاً نگران نباشید. هرچند این الگوها در کودکی ریشه دارند، اما بتنی و غیرقابل‌تغییر نیستند. تجربه‌های عاطفی مثبت در زندگی، ازدواج با یک فردِ دارای دلبستگی ایمن و از همه مهم‌تر، روان‌درمانی فردی می‌تواند سیم‌کشی‌های مغز شما را بازسازی کرده و شما را به سمت یک دلبستگی ایمن و مقتدر هدایت کند.


سخن پایانی دکتر موژان حاجی حسینی

یادگیری اصولِ فرزندپروری مثبت به ما گوشزد می‌کند که پاسخ مداوم، حساس، صبورانه و سرشار از عشق به نیازهای عاطفی و جسمی نوزاد، وظیفه‌ی تجملی نیست؛ بلکه حیاتی‌ترین سرمایه‌گذاری برای ساختنِ آینده‌ی اوست. با ایجاد یک پناهگاه امن در خانه، به فرزندتان شجاعتِ کشف دنیا و اعتماد به نفسِ مواجهه با چالش‌ها را هدیه دهید. اگر به عنوان والد احساس می‌کنید به دلیل اضطراب‌های خودتان، پویایی‌های طلاق یا گره‌های گذشته، در برقراری این پیوند امن با فرزندتان دچار مشکل شده‌اید، جلسات تخصصی روانشناسی کودک و نوجوان بستر امنی برای ترمیم و ساختن یک دلبستگی ایمن و پایدار است.

دکتر موژان حاجی‌حسینی
روانشناس کودک و نوجوان

دیدگاه‌های کاربر

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بنویسید.