اشتراک گذاری
سفر پله‌پله‌ی شخصیت؛ ۸ مرحله نظریه رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون به زبان ساده

تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا یک کودک ۲ ساله اصرار دارد خودش بند کفش‌هایش را ببندد؟ یا چرا یک نوجوان ۱۵ ساله ناگهان تمام ارزش‌های خانوادگی را به چالش می‌کشد تا راه خودش را پیدا کند؟ در دنیای تخصصی روانشناسی کودک و بالینی، پاسخ به این دگرگونی‌های رفتاری دور محور یکی از شاهکارهای تاریخ روان‌شناسی یعنی نظریه رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون می‌چرخد. او به ما ثابت کرد که شخصیت انسان یک شبه شکل نمی‌گیرد و رشد روانی ما، سفری است که از گهواره تا گام‌های پایانی پیری ادامه دارد.

شیخ اجل، سعدی شیرازی، در بیتی بسیار روان، دلنشین و عمیق به ما یادآوری می‌کند که زندگی یک جریان گذرا و مرحله‌به‌مرحله است؛ جریانی که در آن هر فصلی از عمر، تکالیف و چالش‌های خاص خودش را به همراه می‌آورد:

«روزگار است این که گه عزت دهد، گه خار دارد
چرخِ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد»

این چرخ بازیگر و مراحل زندگی، همان ایستگاه‌های هشت‌گانه‌ای است که اریک اریکسون، روان‌شناس بزرگ، ترسیم کرده است. او برخلاف دانشمندانی مثل فروید که رشد را فقط محدود به غدد و کودکی می‌دانستند، معتقد بود شخصیت ما در بستر تعاملات اجتماعی و در تمام طول عمر صیقل می‌خورد. اریکسون زندگی را به ۸ مرحله تقسیم کرد که در هر مرحله، انسان با یک «بحران یا نقطه عطف روانی» روبرو می‌شود. در این مقاله به زبان ساده، ریشه‌ها و این مراحل هشت‌گانه را با مثال‌های ملموس بررسی می‌کنیم.

فلسفه نظریه اریکسون؛ بحران‌ها فاجعه نیستند!

اریکسون باور داشت که کلمه «بحران» (Crisis) در رشد، به معنای بدبختی یا فاجعه نیست؛ بلکه یک «نقطه عطف» یا چالش تکاملی است. اگر والدین، جامعه و خودِ فرد کمک کنند که این چالش به درستی حل شود، یک «فضیلت و قدرت روانی» در درون فرد جوانه می‌زند که سوخت مرحله‌ی بعدی زندگی او می‌شود. اما اگر این بحران نیمه‌کاره رها شود، آسیب‌های عاطفی آن تا سال‌ها بر دوش فرد سنگینی خواهد کرد.

۸ مرحله رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون

هر مرحله دارای یک تعارض دو قطبی (مثبت و منفی) است که باید بین آن‌ها تعادل برقرار کنیم. این مراحل عبارتند از:

مرحله اول) اعتماد در برابر بی‌اعتمادی (تولد تا ۱۸ ماهگی)

بحران اصلی: آیا دنیا جای امن و قابل اعتمادی است؟
نوزاد برای گرمای آغوش، غذا و امنیت کاملاً به مراقبان (والدین) وابسته است. اگر نیازهای او با ثبات، پیش‌بینی‌پذیر و همراه با عشق پاسخ داده شود، حس «اعتماد بنیادین» و امنیت در او شکل می‌گیرد. در غیر این صورت، بذر ترس، اضطراب و بی‌اعتمادی عمیق به آدم‌ها در روانش کاشته می‌شود.

مرحله دوم) خودمختاری در برابر شرم و تردید (۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی)

بحران اصلی: آیا می‌توانم خودم کارها را انجام دهم؟
کودک طعم استقلال را با راه رفتن، لباس پوشیدن و کنترل ادرار می‌چشد. اگر والدین او را تشویق کنند و اجازه اشتباه و کثیف‌کاری‌های کنترل‌شده به او بدهند، حس «خودمختاری» و اعتماد به نفس در او بیدار می‌شود. اما کنترل‌گری افراطی، تمسخر یا انتقاد تند والدین، حس شرمندگی عمیق و تردید دائمی به توانایی‌ها را در او به وجود می‌آورد.

مرحله سوم) ابتکار در برابر احساس گناه (۳ تا ۵ سالگی)

بحران اصلی: آیا می‌توانم اهدافم را خلاقانه دنبال کنم؟
بچه‌ها در سنین پیش‌دبستانی تشنه‌ی کنجکاوی، بازی‌های تخیلی و سوال پرسیدن هستند. اگر کانون خانواده از این ابتکار عمل‌ها (مثل نقاشی روی کارتن یا ساختن قصه‌های عجیب) حمایت کند، کودک حس هدفمندی پیدا می‌کند. اما اگر مدام سرکوب، دعوا یا تنبیه شود، دچار حس گناه شدید شده و در آینده به فردی منفعل و ترسو از اشتباه تبدیل می‌شود.

مرحله چهارم) کوشایی در برابر احساس حقارت (۶ تا ۱۲ سالگی)

بحران اصلی: آیا من در کارها شایستگی و موفقیت دارم؟
با ورود به مدرسه، دنیای کودک بزرگ می‌شود و باید مهارت‌های درسی، ورزشی و اجتماعی را یاد بگیرد. تحسین و تشویق معلمان و والدین بابت تلاش‌هایش، حس «کوشایی و شایستگی» را به او هدیه می‌دهد. اما اگر دائم سرکوفت بخورد، تحقیر شود یا با دیگران مقایسه گردد، احساس حقارت، بی‌کفایتی و عزت نفس پایین در او ریشه می‌دواند.

مرحله پنجم) هویت‌یابی در برابر سردرگمی نقش (۱۲ تا ۱۸ سالگی / نوجوانی)

بحران اصلی: من دقیقاً کیستم، چه ارزش‌هایی دارم و چه می‌خواهم؟
بزرگ‌ترین ایستگاه نوجوانی! فرزند شما به دنبال کشف هویت، ایدئولوژی، شغل آینده و نقش اجتماعی خود است. حمایت همدلانه‌ی خانواده به او کمک می‌کند تا هویتی محکم و مستقل بسازد. اما اگر تحت فشار شدید برای کپی‌برداری از انتظارات والدین قرار گیرد، دچار بحران هویت و سردرگمی شدید در نقش‌هایش می‌شود.

مرحله ششم) صمیمیت در برابر انزوا (۱۸ تا ۴۰ سالگی / جوانی)

بحران اصلی: آیا می‌توانم روابط عمیق، متعهدانه و معنادار بسازم؟
فرد در این سن به دنبال برقراری روابط نزدیک (عاشقانه و دوستی‌های عمیق) است. اگر کسی در مرحله قبل هویت خود را خوب شناخته باشد، می‌تواند عشق و صمیمیت خالصانه را تجربه کند. در غیر این صورت، ترس از دست دادن هویت یا واهمه از طرد شدن، فرد را به سمت تنهایی، انزوای عاطفی و روابط سطحی سوق می‌دهد.

مرحله هفتم) زایندگی در برابر رکود و خمودگی (۴۰ تا ۶۵ سالگی / میانسالی)

بحران اصلی: آیا اثر و میراث مفیدی از خودم برای جامعه به جا گذاشته‌ام؟
میانسالان می‌خواهند جهان را به جای بهتری تبدیل کنند؛ از طریق تربیت اصیل فرزندان، خلق آثار هنری و علمی، یا کارهای عام‌المنفعه. موفقیت در این مرحله حس «مفید بودن و زایندگی» می‌دهد. اما تمرکز افراطی و خودخواهانه فقط روی آسایش شخصی، منجر به حس پوچی، رکود، بی‌هدفی و خمودگی عاطفی می‌شود.

مرحله هشتم) یکپارچگی خود در برابر ناامیدی (۶۵ سالگی به بعد / پیری)

بحران اصلی: آیا از کل مسیر زندگی‌ام راضی و خشنود هستم؟
زمانِ صندلی گهواره‌ای و نگاه به پشت سر! فرد کارنامه زندگی‌اش را باز می‌کند. اگر از انتخاب‌ها، دستاوردها و حتی اشتباهاتش راضی باشد، به «یکپارچگی و حکمت» می‌رسد و از مرگ نمی‌هراسد. اما اگر کوله‌بارش پر از پشیمانی، حسرت، کارهای ناتمام و فرصت‌های سوخته باشد، دچار ناامیدی تلخ، افسردگی و وحشت از پایان عمر می‌شود.

تفاوت بنیادین اریکسون با فروید و پیاژه

برای درک بهتر این نظریه، خوب است بدانیم خط‌کش اریکسون چه تفاوتی با سایر دانشمندان دارد:

  • در مقابل فروید: فروید رشد را به ۵ مرحله‌ی کودکی محدود کرد و محرک اصلی را غرایز جنسی (لیبیدو) می‌دانست؛ اما اریکسون ثابت کرد محرک ما «روابط اجتماعی و جامعه» است و رشد تا پایان عمر ادامه دارد.
  • در مقابل پیاژه: پیاژه مهندسِ رشد شناختی و نحوه تفکر و منطق کودک بود؛ در حالی که اریکسون روی لایه‌های عاطفی، بحران‌های روحی و هوش اجتماعی تمرکز داشت.

چطور از این نظریه در کانون خانواده استفاده کنیم؟

آگاهی از این هشت مرحله، جعبه‌ابزار فوق‌العاده‌ای برای والدین و متخصصان است:

  1. سواد فرزندپروری مثبت: وقتی بدانید کودک ۳ ساله شما در مرحله «خودمختاری» است، به جای عصبانیت از کثیف شدن لباسش هنگام قاشق به دست گرفتن، صبوری می‌کنید تا اعتماد به نفسش آسیب نبیند.
  2. اتاق روان‌درمانی: این مراحل به ما درمانگران کمک می‌کند تا بفهمیم گره‌های روانی یک مراجع بزرگسال (مثلاً ناتوانی در اعتماد به همسر یا ترس از صمیمیت) در کدام مرحله از کودکی‌اش (مثلاً بی ثباتی والد در سال اول) گره خورده است و از همان‌جا ترمیم را آغاز کنیم.

سخن پایانی دکتر موژان حاجی حسینی

نظریه رشد روانی اجتماعی اریک اریکسون آینه‌ای تمام‌نماست که به ما ثابت می‌کند هیچ‌کدام از ما انسان کاملی در یک قطب نیستیم؛ هدف، رسیدن به یک تعادل هوشمندانه است (مثلاً داشتن کمی بی‌اعتمادی یا شک برای احتیاط در زندگی لازم است!). زندگی سفری پویاست و هرگز برای تغییر، بازسازیِ گره‌های گذشته و پیدا کردن تعادل عاطفی دیر نیست. اگر احساس می‌کنید فرزندتان در یکی از این مراحل (مثل کوشایی یا هویت) قفل شده، یا خودتان با بحران‌های صمیمیت و رکود دست‌وپنجه نرم می‌کنید، ارزیابی‌های تخصصی در جلسات مشاوره روانشناسی کودک و نوجوان می‌تواند مسیر عبور امن از این نقاط عطف را برای شما روشن سازد.

دکتر موژان حاجی‌حسینی
روانشناس کودک و نوجوان

دیدگاه‌های کاربر

افزودن دیدگاه جدید

دیدگاه خود را بنویسید.