داستان پینوکیو راستگو
[vc_row][vc_column][vc_column_text] دریک دهکده کوچک 🏞 واقع درایتالیا مرد منبت کاری زندگی می کرد که ژپتو نام داشت. روزی او یک عروسک چوبی ساخت. از آن جا که خوانواده ای نداشت با خودش گفت: ای کاش 🥺 این عروسک یک پسر زنده و واقعی بود. ناگهان در کمال تعجب عروسک شروع به حرف زدن کرد: سلام […]